ClassiX
× وبلاگ در دست تعمیر است ×
  
Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 30 آبان ماه سال 1390 :: 08:35 AM :: نویسنده : علیرضا


If thine eye offends thee... pluck it out
The Man with the X-Ray Eyes



شنبه 8 مرداد ماه سال 1390 :: 12:23 PM :: نویسنده : علیرضا


Mark of the Vampire, by the Great Tod Browning


یعنی میشه یه روز از خواب بیدار بشیم و بشنویم که نسخه کاملی از London After Midnight اش پیدا شده؟



شنبه 25 تیر ماه سال 1390 :: 07:33 AM :: نویسنده : علیرضا

 


اینجا بدون من (بهرام توکلی)



فیلم رو چند ماه پیش در جشنواره فیلمِ شهر دیدم و شیفته اش شدم. حالا هم که چند روزی از اکرانش می گذرد و من هم حسابی خوشحال...!

این فیلم,نه تنها بهترین اقتباس سینمایی از "باغ وحش شیشه ای" تنسی ویلیامز هست,بلکه یکی از معدود فیلم های اقتباسی به شدت خوب پرداخته شده ایرانی هم به حساب میاد. پیشنهاد می کنم فیلم رو ببینید و لذت ببرید. به زودی مطلبی راجع به فیلم می نویسم و به همین پست اضافه اش می کنم. اگر پوستر فیلم براتون خیلی آشناست,علتش کپی برداری از پوستر فیلم Let the Right One In (این) هست و بس!



پنجشنبه 23 تیر ماه سال 1390 :: 09:20 AM :: نویسنده : علیرضا



لری دیوید و جری ساینفلد

اواسط دهه 80



کدوم سریال بازی هست که با Seinfeld زندگی و با Curb عشق نکرده باشه؟



دوشنبه 20 تیر ماه سال 1390 :: 2:59 PM :: نویسنده : علیرضا
Double Indemnity - غرامت مضاعف (نسخه بازسازی)
1973

اگر بخوام یکی از پنج فیلمی که برای پیدا کردنشون سختیِ زیادی کشیدم رو نام ببرم,قطعا از این فیلم هم نام می برم. البته الان دیگه با این همه پرایوت ترکر پیدا کردنش کار سختی نیست. به هر حال خودم حدود 2 سال پیش و به لطف یکی از دوستان نسخه 2 دیسکِ یونیورسالش رو از آمازون تهیه کردم که دیسک دومش هم کلا مربوط می شد به این فیلم. وایلدر راجع به بازسازی (های) غرامت مضاعف جمله ای به این شکل داره : "آخر آنها را بازسازی کرده اند... و بازسازی و بازسازی کرده اند, بنابراین دلشان نمی خواهد مردم بدانند اصل آنها از کجا آمده. به عنوان مثال غرامت مضاعف تا کنون پنج, شش بار بازسازی شده. همیشه هم با عناوین متفاوت. و هرگز, هرگز هم بهتر از اصلش نشده" . در این بین فیلمهای زیادی با طرح داستانی غرامت مضاعف ساخته شده. از Body Heat گرفته تا نسخه هندی فیلم و فیلم-نوآرِ Pushover و موارد بسیار زیاد دیگه ای. اما فقط یک فیلم دقیقا از همون کاراکترها استفاده کرده و داستانش بدون هیچ تغییری شکل گرفته. به نوعی تنها بازسازی Shot For Shot از روی غرامت مضاعف در تاریخ همین فیلم تلویزیونی محصول 1973 هست. در این مدل از بازسازی ها معمولا همون داستان,تقریبا همون متن و دیالوگ ها و گاهی حتی همون صحنه استفاده میشه. یکی از دلایلش هم به نوعی وجود یه نسخه مثلا به روزتر هست, نه لزوما رنگی چون سیستمش بوده ولی مثلا Psycho یه همچین بازسازی ای داشته که در اواخرِ دهه 90 توسط گاس ون سنت ساخته شده و یکی از بی ربط ترین فیلمهای دهه هم هست. جالب اینجاست که فیلم محصول 73 هست و 73 دقیقه هم زمان داره. حالا سوال اینجاست که چرا برای یه فیلم تلویزیونی اونم با این کیفیت از بازیگران مطرحی استفاده کردند, که البته بدترین بازی ممکن رو هم ارایه میدن. موقع دیدن این فیلم آبکی بودنش رو میشه کاملا لمس کرد. انگار به بازیگران گفتند : "خب بچه ها! بیاین اینجا, این متن نسخه اصلی هست. هر کسی قسمت خودش رو حفظ بکنه و به سریع ترین شکل ممکن بگه" . دقیقا در سکانس هایی مشخص هست که بازیگر تیک عصبی گرفته, گویی بهش مشقِ شب دادن و باید حالا از حفظ بگه. اما میریم برای مقایسه تصویری. در زیر عکسهایی از قسمت های نسبتا مهم تر کپچر کردم و کنار هم گذاشتم :


والتر نف = MacMurray/Crenna



بارتون کیز = G. Robinson/J. Cobb



فیلیس دیتریکسون = Stanwyck/Eggar




اولین قسمت مقایسه ای مربوط میشه به اولین ملاقات والتر و فیلیس. به هر ترتیب در نسخه اصلی دیالوگ ها و فضا و شرایط به گونه ای فوق العاده شکل میگیره. اون حرف هایی که بینشون رد و بدل میشه جذاب و دلنشین هست. به قول یارو گفتنی اتمسفرِ کار اونجا درومده و اینجا در نیومده. در بازسازی به شکل احمقانه ای بعد از اینکه فیلیس عددِ سرعت رو میگه تصویر کات میخوره!. یه نگاه به بازیگر فیلیس بکنیم معلوم هست که فقط میخواد با عجله یه سری جمله های حفظ شده رو بگه و بره!


- کاش میدونستم روی اون مچ بند چی حک شده؟
- فقط اسمم.
- که چی باشه؟
- فیلیس.
- فیلیس.. گمونم از این اسم خوشم بیاد.
- یعنی مطمئن نیستین؟
- خب، باید کمی باهاش ور برم.
- آقای نف، فردا حوالی هشت و نیم شب سری به این جا بزنین. گمونم اون موقع منزل باشه.
- کی؟
- همسرم. مگه نمیخواستین باهاش حرف بزنین؟
- بله البته. فقط، دیدن اون دیگه اونقدرا مهم نیست. امیدوارم متوجه منظورم شده باشین.
- آقای نف، باید بدونین ما این جا حدی هم برای سرعت مجاز داریم که شصت کیلومتر در ساعته.
- داشتم تند میرفتم سرکار؟
- بله، تقریبا صد کیلومتر در ساعت.
- فرض کنیم از موتورتون پیاده بشین که برگه ی جریمه ای بدین دستم.
- فرض کنیم این بار فقط به یه هشدار اکتفا کنیم.
- فرض کنیم اخطار کافی نباشه.
- فرض کنیم در اون صورت لازم باشه یه پشت دستی بزنم.
- فرض کنیم در اون صورت بزنم زیر گریه و سرمو بذارم رو پاتون.
- فرض کنیم سرتو بذاری رو سینه ی شوهرم.
- در اون صورت واقعا گریه میکنم. خب، پس فردا شب ساعت هشت و نیم می بینم تون.
- این همون چیزیه که از اول پیشنهاد کرده بودم.
- فردا شما هم هستین؟
- باید باشم، معمولا هستم.
- همون مبل، همون عطر و همون مچ بند پای چپ؟
- عجیبه، منظورتونو نمی فهمم.
- عجیبه اگه منظورمو نفهمین!



این قسمت هم که همونجایی هست که نف به جای دیتریکسون وارد قطار میشه. به کوپه انتهایی و در نهایت خارج میره که جکسون (از مدفورد, مدفورد-اورگان, به یاد اون دیالوگ طلایی!) مسافر دیگه اونجا هست. نف باید هرطور که شده از دست جکسون خلاص بشه و در نتیجه قضیه سیگار رو مطرح می کنه. یکی از خنده دارترین سکانس های بازسازی شده!



بیلی وایلدر : " جیمز کگنی می گفت: نه! چرا انقدر طولش بدهیم. اصلا به من نگو چقدر طول می کشد. من همه دیالوگ را از حفظم. بگذار برویم ". این جمله رو وایلدر راجع به کگنی در فیلم "یک,دو,سه" گفته و در ادامه می گه : " شبیه ادوارد جی رابینسون در غرامت مضاعف, که امکان خودکشی از درون قطار را مطرح می کند. اینها در یک برداشت کار را تمام می کردند" . خلاصه منظور اینکه تصور هر کسی در نقش بارتون کیز غیر از جی رابینسون که یکی از بازیگران محبوبم هست غیر ممکنه. حتی شاید بشه گفت لی جی کاب در اون زمان بهترین گزینه بوده. حداقل از نظر ظاهری شاید کمی یادآور جی رابینسون باشه. این عکس مربوط میشه به سکانس پایانی فیلم. جایی که نف دیگه توان رفتن نداره و اینبار کیز براش سیگاری روشن می کنه.



دوشنبه 20 تیر ماه سال 1390 :: 2:58 PM :: نویسنده : علیرضا

دیدنِ دراکولاهای مهجورِ تاریخ سینما یکی از لذت های سینماییم هست. از "دراکولا علیه بیلی دِ کید" گرفته تا مجموعه Z Movie های دراکولایی/فرانکنشتاینی مثل "دراکولا علیه فرانکنشتاین" و "دراکولا,زندانیِ فرانکنشتاین" از خسوس فرانکو. دیگه "بلکولا" که blaxploitation یست سرگرم کننده تا اون سه گانه خون آشامیِ ژاپنی دهه 70 ای و "زولتان" و دراکولای پاکستانی یا همون "زنده لاش" که جای خود دارن. دراکولاهای باکلاس تر ولی همچنان مهجورتری مثل اون فیلمِ دلربای گای مدین هم جای خود دارن. حالا این وسط رسیدم به یه مورد شدیدا عجیب و غریب. فیلم Deafula محصولِ 1975 که عنوانش ترکیب دو کلمه Deaf و Dracula هست. همونطوری که از اسمش میاد فیلمی ست مخصوصِ عزیزانِ ناشنوا. همه فیلم به زبان اشاره طی میشه و یک راوی هم نقش ترجمه حرکاتِ دست بازیگران رو به عهده داره. حالا حساب کنید مثلا اوج فیلم که دیگه صحنه نبردشون باشه (در زیر عکسش رو کپچر کردم) با این زبان ایما و اشاره تبدیل به چه سکانسِ کمیکی میشه!



این هم همون صحنه درگیریِ جناب دراکولا با طعمه بیچاره اش!



چهارشنبه 1 تیر ماه سال 1390 :: 3:57 PM :: نویسنده : علیرضا
پیشنهاد برای 3 صامتِ ترسناک ناب


کسانی که از فیلم های اکسپرسیونیستی خوششون میاد, حتما نگاهی به The Hands of Orlac بندازن. یه اثر نیمچه گوتیک هست با مایه های اکسپرسیونیستی محشر و داستانی خوب. روبر وینه (مطب دکتر کالیگاری) سلطان ساخت صامت های اکسپرسیونیستی بوده و اینجا هم یکی از بهترین بازیگران دوران صامت یعنی کنراد وِیت رو هدایت می کنه. دقت کنید که نسخه اصلاح شده 112 دقیقه ای رو بگیرید. چون اکثر منابع نسخه سانسور شده 90 دقیقه ای رو گذاشتن که به درد نمیخوره. نسخه بازسازی فیلم در دهه 30 (اولین نسخه ناطق بر اساس رمان) به نام Mad Love رو هم ببینید بد نیست. پیتر لوره افسانه ای توش بازی می کنه ولی باز به پای نسخه روبر وینه نمی رسه.



The Phantom Carriage یه اثر فانتزی اتمسفریک از مرد مشهور سینمای سوئد یعنی ویکتور شوستروم هست که رابطه خیلی جذابی هم با اینگمار برگمن داشته. شوستروم کلا فیلمساز خوبی بوده و من از He Who Gets Slapped اش هم خیلی خوشم میاد. تو ایران بیشتر به خاطر نقشی که در "توت فرنگی های وحشی" بازی کرده معروف هست. این کالسکه ارواح هم بعدا ارجاعات زیادی بهش داده شده. دیگه حتما تو منابع مختلف خوندین که خود برگمن تعدادی از سکانس های رویاگونه و سبک روایی فیلمش رو تحت تاثیر این فیلم تهیه دیده بوده. این رو هم پیشنهاد می کنم بر خلاف گفته ویکی پدیا که نوشته 93 دقیقه هست,نسخه 106 دقیقه ایش رو تهیه کنید که خیلی هم راحت میشه پیداش کرد. از نمایی که دیوید (شخصیت اولِ داستان) در رو میکشنه هم غافل نشید. یادآور صحنه معروف فیلم شاینینگ (که نزدیک به 6 دهه بعدش ساخته شده) هست.



بعد هم The Cat & The Canary ـه معروف. فیلمی رمزآلود با مایه های طنز و المان های ژانر وحشت که بارها و بارها هم بازسازی شده. حالا چه با همین عنوان و چه به عناوین دیگه. پل لنی (کارگردان) هم یکی دیگه از اساتید مکتب اکسپرسیونیستی سینمای صامتِ آلمان هست که راجع به فیلم مردی که می خندد اش همینجا نوشتم و پیشنهاد می کنم Waxworks اش رو هم ببینید. این گربه و قناری یکی از محبوب های هواداران زیرشاخه "عمارتی مخوف" در ژانر وحشت هم هست. جدای این نسخه,پیشنهاد می کنم نسخه ناطقی که در دهه 30 با حضور باب هوپ داره (و کلا رفته تو فاز کمدی) رو هم ببینید. این یکی رو بر خلاف دو مورد بالا نسخه نسبتا کوتاه ترش,در حدود 84 دقیقه, رو دیدم که کم و کاستی هم نداشت. یعنی فکر نمی کنم نسخه 120 دقیقه ایش چیز خاص اضافه ای داشته باشه.



   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   >>
 
آخرین مطالب
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 21632